ارنست اورسل ( مترجم : على اصغر سعيدى )
273
سفرنامه قفقاز و ايران ( فارسى )
را با آب و تاب تمام در بازار تهران شرح مىدهد . سفير روس بلافاصله شستش خبردار مىشود كه موضوع از كجا آب خورده است . چند روز بعد اتفاقا فرصتى پيش مىآيد كه اين عمل زشت رقيب خود را با نجابت خاصى تلافى كند : عصر [ يكى از روزها ] كه وى از زرگنده به شهر برمىگشته است با سفير انگليس و يك خانم كه با وضع پريشانى در كنار كالسكهى شكستهيى نشسته بودند برخورد مىكند . با ديدن آنها از كالسكهى خود پياده مىشود و كالسكه را دربست در اختيار آنها مىگذارد و بعد مىگويد : « همكار عزيز خيلى معذرت مىخواهم از اينكه وضع كالسكه من زياد روبهراه و در شأن شما نيست ، ولى بهطورى كه جنابعالى علت آن را مطمئنا بهتر از من مىدانيد ، اگر در آن حادثهى پل اين قدر آسيب نديده بود ، اكنون شما در كالسكهى بىعيب و نقصى سوار مىشديد ! » سفير انگليس و خانم همراهش اجبارا سوار كالسكه مىشوند و سفير روس فقط به اين انتقام معنىدار و فيلسوفانه قناعت مىورزد . نقل اين داستان ما را از تعقيب اصل موضوع بازداشت . صحبت دربارهى موانع و دشوارىهاى راه يافتن به اندرون خانهى ايرانىها بود . در اين مورد به خصوص نيز نظير خيلى موارد ديگر حمايت و راهنمايى آقاى دونورمان براى ما بىنهايت سودمند و مؤثر واقع شد . به وسيلهى اقدامات اين مرد وارسته توانستيم به حضور جناب اشرف يحيىخان شوهر خواهر شاه [ ملقب به ] معتمد الملك [ كه ] رئيس خلوت و منشى حضور اعليحضرت [ نيز بود ] ، شرفياب شويم . شرح حال مختصرى از اين شخصيت ممتاز كه عينا از روى كتاب مسافر بىپروا ، اثر خانم كارلا سرنا « 1 » نقل مىشود ، تصوير روشن و صحيحى از آداب و رسوم فعلى دربار ايران است : حال و خوى يحيىخان امتزاجى از خوى و خصلت ايرانىها و اروپايىها است . او با اروپايىها اروپايى و در برابر ايرانىها يك ايرانى تمام عيار به شمار مىرود . آغاز دوران جوانى را با فقر و تنگدستى در كشور خود گذرانده است . در دورهيى كه برادرش ميرزا حسينخان ، كنسول ايران در تفليس بود يحيىخان به همراه وى به قصد تحصيل به روسيه مىرود ، بعد به پاريس آمده و پنج سال در اين شهر
--> ( 1 ) . Carla Serena : نويسندهى كتاب انسانها و چيزها در ايران . پاريس G . Charpentier . ( اين زيرنويس از مؤلف است ) . اين كتاب با عنوان آدمها و آيينها در ايران توسط مترجم همين كتاب به فارسى ترجمه و از سوى انتشارات زوار در سال 1362 چاپ و منتشر شده است . م .